وزارت بهداشت ژاپن با صدور تأیید مشروط برای دو داروی کاملاً نوآورانه موافقت کرده است؛ اما برخی پژوهشگران میگویند این درمانها که از سلولهای بنیادی بازبرنامهریزیشده ساخته شدهاند و Amchepry و ReHeart نام دارند هنوز برای استفاده گسترده و تجاریسازی، زود هستند.
پل نوفلر (Paul Knoepfler)، پژوهشگر سلولهای بنیادی در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، میگوید: «این یک آزمایش مقرراتگذاری پرریسک است.»
داروی Amchepry که توسط Sumitomo Pharma و Racthera (هر دو در توکیو) برای درمان بیماری پارکینسون ساخته شده، تاکنون روی ۷ نفر آزمایش شده است. داروی ReHeart نیز که توسط شرکت Cuorips در توکیو برای نارسایی شدید قلبی توسعه یافته، در ۸ نفر بررسی شده است. با این حال، به گفته نوفلر، برای اطمینان از ایمنی و اثربخشی این داروها، انجام کارآزماییهای بزرگتر ضروری است.
او اضافه میکند: «دادههایی که من دیدهام امیدوارکننده به نظر میرسند، اما هنوز خیلی زود است که درباره تجاریسازی چنین محصولاتی صحبت کنیم.»
سلولهای بازبرنامهریزیشده
پژوهشگران حوزه پزشکی بازساختی (Regenerative Medicine) سالهاست تلاش میکنند با استفاده از سلولهای بنیادی، سلولهای جایگزین تولید کنند تا بتوانند طیف گستردهای از بیماریها را درمان کنند.
این امیدها در سال 2006 تقویت شد؛ زمانی که شینیا یاماناکا و کازوتوشی تاکاهاشی در دانشگاه کیوتو، یک روش ساده برای بازبرنامهریزی سلولهای بالغ و تبدیل آنها به سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPS cells) معرفی کردند. این تکنیک، منبع جدیدی از سلولها فراهم کرد که میتوان آنها را به انواع دیگر سلولها تبدیل کرد. یاماناکا در سال 2012 بهخاطر نقش خود در این دستاورد، در دریافت جایزه نوبل سهیم شد.
پژوهشگران شرکتهای Sumitomo و Racthera از همین رویکرد برای توسعه یک درمان در بیماری پارکینسون استفاده کردند؛ بیماریای neurodegenerative که بهدلیل از دست رفتن نورونهای تولیدکننده دوپامین در مغز رخ میدهد. در این روش، ابتدا سلولهای خونی از داوطلبان جمعآوری میشود، سپس به سلولهای iPS بازبرنامهریزی میگردد و در ادامه این سلولها به سمت تبدیل شدن به سلولهای پیشساز تولیدکننده دوپامین هدایت میشوند. در نهایت، جراحان مغز و اعصاب این سلولها را به مغز افراد مبتلا به پارکینسون پیوند زدند تا کارایی روش بررسی شود.
داروی Amchepry اکنون در یک کارآزمایی کوچک فاز I/II آزمایش شده است؛ کارآزماییای که هدف اصلی آن، ارزیابی ایمنی درمان است. پژوهشگران در سال 2025 گزارش کردند که عارضه جانبی جدی مشاهده نشده است. همچنین دستکم چهار نفر از شرکتکنندگان کاهش برخی علائم، مانند لرزش (tremor) را نشان دادند.
داروی ReHeart نیز از سلولهای iPS مشتق از داوطلبان ساخته میشود، اما در اینجا سلولها به جای مسیر عصبی، به سلولهای عضله قلب تمایز داده میشوند و سپس به شکل پچهای سکهایشکل تا سقف حدود 100 میلیون سلول رشد داده میشوند. این پچها روی قلب افرادی که به نوعی بیماری قلبی به نام کاردیومیوپاتی ایسکمیک (ischaemic cardiomyopathy) مبتلا هستند، پیوند میشوند تا به ترمیم قلبی-عروقی کمک کنند.
در یک کارآزمایی کوچک فاز I، طبق گزارشی که سال گذشته به انجمن آمریکایی جراحی توراکس (AATS) ارائه شد، ReHeart از نظر ایمنی امیدوارکننده به نظر رسید و نشانههایی از کمک به برخی شرکتکنندگان برای افزایش فعالیت بدنی مشاهده شد.
جابهجایی مسئولیتها
از نگاه هیروشی کاواگوچی، جراح ارتوپد در بیمارستان Nadogaya در چیبا (ژاپن)، دادههای بالینی هر دو دارو «بسیار ضعیف» است. او میگوید اندازه هیچیک از کارآزماییها آنقدر بزرگ نبوده که بتواند ریسکهای این درمانها را بهدرستی ارزیابی کند. همچنین این کارآزماییها گروه کنترل نداشتهاند؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت این درمانها چقدر سودمند هستند یا اصلاً سودی دارند یا نه.
وقتی پژوهشگران دادههای ReHeart را در نشست AATS ارائه کردند، یکی از حاضران نگرانی مشابهی را مطرح کرد و گفت: «برای قانع کردن همه، به یک کارآزمایی کنترلشده و دوسوکور (double-blind controlled trial) نیاز دارید.»
با این حال، در ژاپن داروهای حوزه پزشکی بازساختی که از مرحله کارآزماییهای بالینی اکتشافی عبور کرده باشند، میتوانند مجوزهایی با عنوان «مشروط و محدود به زمان» دریافت کنند. یک پنل از متخصصان وزارت بهداشت، هر دو دارو را برای این نوع مجوز توصیه کرده و انتظار میرود این تأیید، حتی از ماه مارس صادر شود.
پس از آن، توسعهدهندگان دارو، بیمهها و ارائهدهندگان خدمات سلامت درباره قیمت محصولات به توافق میرسند؛ هزینهای که توسط بیمهها و دریافتکنندگان درمان پرداخت خواهد شد. سپس شرکتها میتوانند داروهای خود را به مدت هفت سال و برای تعداد محدودی از افراد عرضه کنند و در این مدت، پاسخ بیماران را بهطور مداوم پایش کنند تا ایمنی و اثربخشی دقیقتر سنجیده شود.
سخنگوی شرکت Sumitomo گفته است: «اولویت ما، انباشت دقیق شواهد بالینی است، نه گسترش بازار.»
اما کاواگوچی معتقد است این مسیر مقرراتی، هزینههای مالی و اخلاقی توسعه دارو را به دوش بیماران، مالیاتدهندگان و بیمهها میاندازد. به گفته او، این رویکرد میتواند کیفیت دادههای بالینی تولیدشده را هم تضعیف کند و اجرای کارآزماییهای سختگیرانهتر و دقیقتر را دشوار سازد.
او اضافه میکند که این درمانها ممکن است ریسکهایی هم داشته باشند. برخی پژوهشگران نگراناند سلولهای بازبرنامهریزیشده بتوانند به تومور تبدیل شوند. علاوه بر این، Amchepry و ReHeart از طریق جراحیهای تهاجمی پیوند زده میشوند و به داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی (immunosuppressants) نیاز دارند تا سلولهای مشتق از داوطلب، توسط بدن گیرنده پس زده نشوند.
کاواگوچی میگوید: «من از علم iPS-cell حمایت میکنم، اما نسبت به تجاریسازی زودهنگام با شواهد ناکافی تردید دارم.»
حوزهای در حال رشد
جین لورینگ (Jeanne Loring)، پژوهشگر سلولهای بنیادی در مؤسسه تحقیقاتی Scripps در لاجولا، کالیفرنیا و همبنیانگذار شرکت زیستفناوری Aspen Neuroscience در سندیگو، نگرانی مشابهی دارد. او میگوید پایین بودن استانداردهای مقرراتگذاری «راه را برای کارهای شلخته باز میکند و افراد را تشویق میکند حداقلِ لازم را انجام دهند تا فقط نشان دهند درمانشان ایمن است».
او اضافه میکند اگر بعداً دریافتکنندگان درمان دچار عوارض جانبی خطرناک یا حتی مرگبار شوند، این موضوع میتواند روی حوزه روبهرشد پزشکی بازساختی اثر منفی بگذارد و روند پیشرفت آن را کند کند.
در حال حاضر، پژوهشگران در سراسر جهان بیش از ۱۰۰ کارآزمایی بالینی برای درمانهای مشتق از سلولهای بنیادی راهاندازی کردهاند. در ایالات متحده، یکی از پیشرفتهترین گزینهها zimislecel است؛ درمانی که توسط شرکت Vertex Pharmaceuticals در بوستون ساخته میشود و از سلولهای بنیادی جنینی مشتق شده است. این درمان اکنون در کارآزمایی فاز III روی حدود ۶۰ نفر مبتلا به دیابت نوع ۱ در حال بررسی است.
با این حال، بیشتر درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی هنوز در مرحله فاز I قرار دارند؛ و همین باعث شده لورینگ منتظر دادههای دقیقتر و سختگیرانهتر از کارآزماییهای بالینی بماند. او میگوید: «آیا قبول است کسی بیاید بگوید سلولهایم را روی پنج بیمار آزمایش کردهام و حالا تأیید میخواهم و میخواهم شما هم هزینهاش را پرداخت کنید؟ من این ایده را دوست ندارم.»

